جـــــــ ـــــــاده ی بی انتها...

کلمات من بی عرضه‌اند عاری از درک اینکه من چقدر به تو نیاز دارم...

جـــــــ ـــــــاده ی بی انتها...

کلمات من بی عرضه‌اند عاری از درک اینکه من چقدر به تو نیاز دارم...

بمان..تا ابد...


در تو خیره شدن
اسراف نیست
وقتی عطش ندیدنت
از سد دل لبریز
و
از گوشه چشم سرازیر است
هنوز ...


ali-mahsa

تو سهم من از قانون بی چون و چرای تقدیر هستی..


آغاز را با بوسه ای که طولانی ترین راههاست
در می نوردیم
با بوسه ای
از من
تا تو

ای عشق من!
در آمیخته از ساقه ها تا ریشه هامان
در پیوند یکی نگاه
از اعماق تو تا ژرفای من
و اینچنین
من.. تو و عشق
هر سه باهمیم
تا بتوانیم هر سه با هم باشیم
تا بتواند
فقط من
فقط تو
تنها عشق باشد


با هر نوازشت در من رنگین کمان بساز!


در تنهایی
می بینمت..
می بویمت..
تو را احساس میکنم

آرام وسبک می آیی به خلوتگاه من
من پر از خواهشم...
پر از تپش

و تو از نگاهم میخوانی نیاز
دل کوچکم را ...
ما می رقصیم بر فراز تمام ابرهایی که
گسیخته و پر از تب خورشیدند ...
ما می آرامیم بر بادهایی که پیامی برای
تنهایی ماه اند ...

و شناوریم بر امواجی که خیس
این لذت خموشند ...
آری ...
این رویای شیرین هر شب من است ...
خدایا تو را سپاس به خاطر این رویا